من و بابايي پنجشنبه 6 بهمن خونه خاله غزال ، يكي از بهترين شبهاي زندگيمون رو جشن گرفتيم و براي ما يه خاطره قشنگ شد و براي تو يه عالمه عكس موند ، در كنار كسايي كه دوست دارن و اونشب رو بخاطر تو به شادي گذروندن .

موضوع :
يكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالگيت
مبارك
عزيزم امروز نشستم و تمام خاطرات بيمارستان رو خوندم و نمي دونم چي بايد بنويسم فقط احساس خوشبختي ميكنم و مثل هميشه خدا رو شكر ميكنم .

موضوع : روزای بارانی
يه تولد كفشدوزكي انتخاب من و بابا براي اولين جشن تولدته ، البته (بابا مثل هميشه به سليقه ام احترام گذاشت) .
الانم چند روزيه داريم تمام تلاشمون رو مي كنيم كه مهمونيت به خوبي برگزار بشه ، من نتونستم طرحهاي تم تولد رو با فتوشاپ آماده كنم و تا اونجايي كه فرصت كنم دستي درست مي كتم بابا هم يه سري وسايل تزئيني رو از دبي آورده و منم مهمترين چيز كه لباش كفشدوزك كوچولوست رو درست كردم بابا هم كارت هاي دعوت رو آماده كرده و پخش كرديم بين مهمونها و ..... خلاصه تقريبا آماده ايم .
اينم كارت دعوت ساخت پدر

اينم لباس كفشدوزكي ساخت مامان

اينم كفشهاي كفشدوزك خانوم

مباركت باشه خانوم خانوما بپوشي خشگل بشي مثه ماه بشي
قرار شده دو تا تولد بگيريم( 6و7 بهمن)، البته 3 تا ، تولددست جمعي فرشته هاي بهمن 89 رو داشت يادم ميرفت ( 12 اسفند )
دوست دارم كفشدوزك كوچولو
موضوع : روزای بارانی



















